
لحظه دیدار نزدیک است
من در اندیشه آنم،
با کدامین سخن آغاز کنم من سخنم
شیشه عشق بلورین در سینه
سخت می کوبد بربدنم
روح من در خود نیست
رفته در عالم او
بدنم تاب ندارد
پایم از شوق به لرز آمده است
به همانند بیدی
که از آمدن باد به رقص آمده است
دستهایم به خود می پیچند
چون غنچه نیلوفر ناز
و زبانم می خواند
لحظه دیدار نزدیک است.
برگرفته از وبلاگ:
نویسنده : آرام » ساعت 5:53 عصر روز یکشنبه 90 بهمن 2
